پنج چالش در نوسازی سامانه کنترل کشتی
نوسازی سامانه کنترل کشتی فرایندی فراتر از تعویض تجهیزات قدیمی و نصب سختافزار و نرمافزار جدید است. تجربه پروژههای دریایی نشان میدهد مشکلات اصلی اغلب در ارتباط میان تجهیزات قدیمی و جدید، تفاوت نقشهها با شرایط واقعی کشتی و ناهماهنگی میان گروههای طراحی، نصب و راهاندازی شکل میگیرد.
به گزارش گروه بین الملل آرتین نیوز به نقل از Maritime Executive؛ شرکت McCullough Engineering پنج چالش اصلی را در نوسازی این سامانهها، شناسایی کرده است که بیتوجهی به آنها میتواند موجب افزایش هزینه، تأخیر در اجرای پروژه و دشواری بهرهبرداری و نگهداری شود.
۱. آغاز پروژه با اطلاعات ناقص
کشتیهای فعال در طول عمر عملیاتی خود بارها دستخوش تغییرات فنی میشوند؛ از این رو، نقشههای موجود ممکن است با وضعیت واقعی تجهیزات، تعمیرات انجامشده یا تغییرات کابلکشی مطابقت نداشته باشند. در برخی موارد نیز منطق کنترلی سامانه قدیمی به شکل قابل استفاده در دسترس نیست.
اتکا به نقشههای موجود بدون بررسی میدانی، خطر بروز مشکلات را از ابتدای پروژه افزایش میدهد. پیش از شروع عملیات باید وضعیت واقعی سامانه، فضای نصب، منابع تغذیه، ورودیها و خروجیها، هشدارها و ارتباط آن با سامانه پیشرانش، ژنراتورها و تجهیزات کمکی بررسی و مستند شود. هدف این است که اختلاف میان نقشهها و شرایط واقعی پیش از تبدیل شدن به تغییرات پرهزینه یا تأخیر در برنامه اجرایی شناسایی شود.
۲. محدود کردن نوسازی به تعویض قطعات
تعویض کنترلگر منطقی برنامهپذیر (PLC) یا نمایشگر اپراتوری قدیمی، بهتنهایی به معنای نوسازی کامل سامانه کنترل نیست. تجهیزات جدید باید همچنان با ماشینآلات، حسگرها، راهاندازها، درایوها، تجهیزات حفاظتی و ایستگاههای کنترل از راه دور ارتباط برقرار کنند و همزمان، حالتهای عملیاتی، قفلهای کنترلی و واکنشهای ایمن در شرایط خرابی را حفظ کنند.
از این رو، ارزیابی باید کل سامانه را دربر بگیرد؛ از توالی عملکرد و مدیریت هشدارها گرفته تا ذخیرهسازی دادهها، معماری شبکه، کیفیت برق و واکنش سامانه هنگام قطع برق یا ارتباطات. نوسازی موفق باید قابلیتها و امکان تعمیر و نگهداری را بهبود دهد، بدون آنکه نقاط منفرد خرابی جدیدی ایجاد کند.
مشارکت خدمه نیز اهمیت دارد؛ زیرا کارکنان کشتی از نزدیک با هشدارهای گیجکننده، مراحل پیچیده عملیاتی و اطلاعات مورد نیاز در شرایط غیرعادی آشنا هستند. استفاده از تجربه آنها در مراحل اولیه کمک میکند سامانه جدید، عملکرد روزمره را بهبود دهد و صرفاً محدودیتهای سامانه قبلی را در قالب نمایشگری جدید تکرار نکند.
۳. نامشخص بودن مسئولیتها در بخشهای مشترک سامانه
پروژههای نوسازی معمولاً با مشارکت مالک کشتی، کارخانه کشتیسازی، پیمانکار برق، سازندگان تجهیزات، توسعهدهندگان نرمافزار، نمایندگان نهادهای نظارتی و گروه راهاندازی انجام میشوند. اگر مسئولیت هر بخش از جمله کابلکشی، سیگنالها، نقشهها، تنظیمات و آزمونها از ابتدا مشخص نباشد، احتمال بروز خلأهای اجرایی و اختلاف میان طرفها افزایش مییابد.
تعیین دقیق مسئولیتها پیش از آغاز پروژه ضروری است. باید مشخص شود چه مجموعهای مسئول طراحی منطق کنترل، تهیه نقشهها، تأمین تجهیزات، ساخت تابلوها، توسعه نرمافزار، نصب، اتصالات، پیکربندی شبکه، تدوین روشهای آزمون و تهیه نقشههای نهایی مطابق وضعیت اجراشده است. حضور یک یکپارچهساز فنی برق برای مدیریت این ارتباطات نیز میتواند از ناهماهنگیها بکاهد و مسیر فنی مشخصی از طراحی تا راهاندازی ایجاد کند.
۴. به تعویق انداختن برنامه آزمون و راهاندازی
آزمون و راهاندازی نباید به زمانی موکول شود که نصب تجهیزات پایان یافته است؛ بلکه الزامات آزمایش باید از ابتدای طراحی در نظر گرفته شوند. برای هر هشدار، شرط مجازکننده عملکرد، قفل کنترلی، حالت عملیاتی و واکنش در شرایط خرابی باید روش مشخصی برای بررسی وجود داشته باشد.
آزمون کارخانهای میتواند پیش از انتقال تجهیزات به کشتی، بخش مهمی از عملکرد نرمافزار و تابلوهای کنترل را تأیید کند. پس از آن، آزمونهای روی کشتی باید بهصورت مرحلهای انجام شوند؛ از بررسی اتصال نقطهبهنقطه گرفته تا آزمایش تجهیزات، آزمون یکپارچه سامانه و آزمایشهای عملیاتی.
در صورت امکان، شبیهسازی سناریوهای عملیاتی پیش از اتصال سامانه به ماشینآلات فعال، به گروه فنی و خدمه فرصت میدهد مشکلات را زودتر شناسایی کنند. این آزمونها نباید فقط به روشن و خاموش کردن عادی تجهیزات محدود شوند؛ بلکه قطع سیگنال، اختلال ارتباطات، توقف اضطراری و بازیابی عملکرد پس از قطع برق نیز باید بهطور هدفمند بررسی شوند.
۵. بیتوجهی به پشتیبانی سامانه پس از تحویل
پایان آزمون نهایی به معنای پایان کامل پروژه نوسازی نیست. خدمه و تکنسینهای تعمیر و نگهداری در آینده به نقشههای دقیق، نسخههای پشتیبان نرمافزار، فایلهای تنظیمات، فهرست هشدارها، دستورالعملهای بهرهبرداری و برنامه تأمین قطعات یدکی نیاز دارند. همچنین مالک کشتی باید بداند دسترسی به کد منبع، گذرواژهها و مجوزهای نرمافزاری لازم برای پشتیبانی سامانه در اختیار چه مجموعهای است.
برنامهریزی برای چرخه عمر سامانه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کشتی در طول سالهای بهرهبرداری همچنان با تغییرات فنی روبهرو خواهد شد. مستندسازی مناسب و طراحی قابل نگهداری، عیبیابی و افزودن تجهیزات جدید را سریعتر و کمهزینهتر میکند. در مقابل، نبود این مستندات میتواند حتی یک سامانه تازهنوسازیشده را به مجموعهای دشوار برای پشتیبانی تبدیل کند.
آموزش خدمه نیز باید بر اساس سامانه نهایی نصبشده انجام شود، نه صرفاً محتوای عمومی سازنده تجهیزات. کارکنان باید با بهرهبرداری عادی، نحوه واکنش به هشدارها، حالتهای پشتیبان و محدودیتهای تعمیرات در داخل کشتی آشنا باشند. نیروهای فنی نیز به فرایندی روشن برای دریافت پشتیبانی تخصصی و بازیابی سامانه پس از خرابی سختافزاری یا نرمافزاری نیاز دارند.
در جمعبندی این گزارش، موفقیت در نوسازی سامانه کنترل کشتی به پیوند مستمر میان بررسی میدانی، مهندسی، یکپارچهسازی تجهیزات، پشتیبانی نصب و راهاندازی وابسته دانسته شده است. بر این اساس، تعیین زودهنگام رابطهای فنی، ارزیابی یکپارچه سامانه و تحویل مستندات کامل و قابل استفاده در بلندمدت، از عوامل کلیدی بازگشت ایمن و بهموقع کشتی به چرخه بهرهبرداری به شمار میروند.

